بستن تبلیغات

حسین کوچولوی ناز گل گلی
حسین کوچولوی ناز گل گلی
در باره پسر گلم حسین جون
تاريخ : يکشنبه 24 فروردين 1393 | نویسنده : مامان سعیده
بازدید : 2 مرتبه

اول از همه سااال نو رو تبریک بگم با تاخیرررررررررررررررررررررررررررررررررر .دیگه حسین اقا بزرگ شده و وقت ما هم که ..بازم شکر

جونم براتون بگه قبل سال تحویل تخت کمد حسین رسید که خوب شده مادر جونش هم رو تختیشو خرید دستش درد نکنه

عیدم طبق معمول گذشت ..ولی بازم اون لج های خفه کنندت بود ..امیدوارم سال جدید ادم بشی هههههههههه تشویق

از اول اردیبهشت کلاست شروع میشی که هنوزم میگی من هیچ جا نمیرم ولی مگه دل خودتههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه .من یکی از فانتزی هام اینه که تو رو ببرم کلاس شش سال منتظر همین روزا بودمعینک

بریم سراغ عکس

تا اپ بعدی به خدا میسپارمتونقلب



موضوع :
تاريخ : شنبه 26 بهمن 1392 | نویسنده : مامان سعیده
بازدید : 21 مرتبه

سلام سلامممممم صد تا سلامممممممممم .اول از همه از دوست وبلاگیم ودوست عزیزم نازگل جونم تشکر میکنم .همیشه وب ما رو دنبال میکنن .نازی اگه خوندیبدون خیلی دوست دارم علیو ببوسش .

حالا بریم سر اصل مطلب حسین اقا

حسین اقا تغییری نکرده که نکرده فقط من پیر شدمگریهعیب نداره بو زودی میره پیش دبستانی بهتر میشه

ولی فهمیده اگه بره پیش بستانی دندونش میوفته میگه اصل ولش کن نتمیرم مدرسه به همین راحتی ههههه

میگم مدرسه نری شغلت چی میشه میگه میرم نون خشکی ساکت

بریم عکس



موضوع :
تاريخ : شنبه 12 بهمن 1392 | نویسنده : مامان سعیده
بازدید : 28 مرتبه

اخ اخ اخ چقد سخته این همه مطلب بنویسی بپره ..اخ الان حال منو کسینمیتونه درککنه بس که عصبی ام

جونمواستون بگه تو این مدت غیبتیکه داشتیم یکیش تهران رفتنمون بود که لباسای عیدتو خریدیم

یکیش هم تولد گل پسرمون بود که البته امسال هم مث هر سال یه تولد سه نفره گرفتیم

بریم سراغ عکس

این عکست مربوط به جاده فیروز کوه تو رفتن به تهران

انقد ذوق داشتی صب نکردی کفشاتو پات کنم

یعنی از سرما میلرزیدی

یعنی فکر وذکرت شده بازی

بهت میگم عکس بندازم ازت ..میگی مث زامبیا شدم یا نه

برات یه عالمه کارت میذام تا باز کنی اما

باز میبینم نشستی تو بازی

اینجا هم برات بند انگشتی گذاشتم تا رفتم خودمو اماده کنم بهت یاد بدم بازیشو

ههههههههه یعنی باید فکر اساسی کنمااااااا ..خدا رو شکر چند ماه دیگه میری پیش راحت میشم

تازه تو کوچولو انقد زرنگی که همزمان با بازی میگی ل تابم روشن کن ..

اینم ادم اهنی که از تهران برات خردم ..عکس لباساتم تو پست بعدی حتم میذارمم

اینم عکس برفی داغ داغ برا دیروز حیات مادر جون

فعلا عکسا تموم شد .بقیش تو هارد ...

بای بای تا اپ بعدی وعکسای جدید



موضوع :
تاريخ : دوشنبه 30 دی 1392 | نویسنده : مامان سعیده
بازدید : 30 مرتبه

سلام به همگی .سلام مخصوص به اونایی که ما رو شرمنده میکنن با کامنت های مهربونشون .حسین از اینجا همتونو میبوسهفرشته

غیبت مون خیلی طولانی شد یه سری کلی عکس اپلود کردم همش پرید منم عصبی شدم بی خیال شدم

الان که دارم مینویسم حسین خان داره لگو بازی میکنه خدا بخواد فردا میریم تهران برا خرید لباس عیدی پسری .این بار میخوام اگه بشه عکس خریدارو بذارم یادگاری بمونه .

بریم سراغ عکس که دیر شدههههههههههههههههههه

اگه یکم دقت کنید تو این عکس دکمه اف برعکسه ....حسین اینو کنده به باباش میگه بیا درستش کردم .

فدای پسرم همیشه لباس تابستونی زمستونیش قاطی ههههههه

اینجا نزدیک بود ام دی ام پشت سرش بیوفته ترسید بچم

بعد دو تا ژست شیک یه ژست مسخره ههههههههه

جور چین های مورد علاقت

فدات

...

اینجا هم بابایی یزات الفبا ریخته .داری بازی میکنی

چشمه ای ازنوشیدنیهای مخصوص حسین .....

اینم یه پسر خوردنی

دفعه بعدی قول میدم زودتر بیام بای بایییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییماچ



موضوع :
تاريخ : شنبه 30 آذر 1392 | نویسنده : مامان سعیده
بازدید : 29 مرتبه

سلام سلامممم .واقعا ممنون از همه گییییییییییی .لگف دارین به من وحسین .دوستای خوبی پیدا کردم

یه خبر خوب نی نی خاله موتی بالاخره دنیا اومد هورااااااااااا .رایان خاله دست دستتتتتتتتتتتت

کمتر از دو ماه به تولد گل پسر من باقی مونده .پسرم بزرگ شده .مردی شده .اقا شده ولی همچنان اذیت میکنه وخواهد کردددددددددددددد .هم چنان خونه نشینم .تا گل پسرس یکم روابگش با بقیه بچه ها بهتر شه .طفلی بچه ها!!!!!!!! دلشون برا حسین تنگ میشه

قراره از ماه بعد بفرستمت کلاس .الان نمیگم بذار سورپرایز بمونه .پسرم میخواد مشهور شه هوراااااااااااااا

بریم سراغ عکسای گل پسرم عسل پسرممممممممم

الانم کامپیوتر هنگ کرده غمگین نشستی

چند وقت پیش تی وی داشت کیکای تولد ماشینی رو ونشون میداد سریع اومدی برا خودت درست کردی منم صدا زدی

 

هر چی اصرار کردم بشین عکس بندازم این شد اخرش

 

اینم دوست صمیمیت که همیشه درحال کتک خوردن از تو گل پسر .نینو جونی

نینو کپ کرده بودددددد بعد پنج سال ماچش کردی

 

مدل جدید تی وی دیدن حسین

پسر قشنگ من

همش در حال وول خوردنی اااااااااااااا

انقد گریه کردیییی پولا تولد فاطمه برا تو باشه .که اینم شد هههه

اینجا هم بعد یه شیطنت فراوان خوا راحت چقد میچسبه

عزیزم امشب شب یلداست .امسال پنجمین سالی که تو با منی .ایشالله زنده باشیییییی



موضوع :
تاريخ : شنبه 4 آبان 1392 | نویسنده : مامان سعیده
بازدید : 52 مرتبه

 

حسینم امشب بابایی یه بلال برات اورده بود گفت من واست درست کنم .ازم گرفتی گفتی خودم ببلدم به هیکی ..یعنی هیشکی هم نمیدم ....

من نذاشتم تو خونه کباب کنی فرستادمت رو تراس

جو گیر شدی الان لاک پشت های نینجا شدی با بلال

اینجا هم میخوای منو بکشی

 

 

مشغول پزیدن

 

 



موضوع :
تاريخ : چهارشنبه 1 آبان 1392 | نویسنده : مامان سعیده
بازدید : 36 مرتبه

سلام .

حسین جونم یک شنبه هفته قبل دعوت شد به نمایشگاه اجی فاطمه .انقد ذوق داشت که نگو ...

تو نمایشگاه نشستن تا صورتشو مرد عنکوبتی درست کردن .بعدشم رفت نمایش قطار شادی

اینجا داره گریه میکنه بریم نمایش

 

اینجا هم قاطی کردی نذاشتی دیگه عکس بندازم



موضوع :
تاريخ : يکشنبه 28 مهر 1392 | نویسنده : مامان سعیده
بازدید : 40 مرتبه

سلامممممممممممممم .الان که دارم اینجا مینویسم تو بس دور زدی سرت خورده به مبل ..میگم نکن مامانی میگی خودت گفتی بازی کن ..اخه پسر عسل من گفتم دور خونه رو دورز بزن!!!!!!

از کارات نگم بهتره ههههههههههههههههههههههه

اینجا داشتی تو حموم شنا میکردی اومدم دیدم هر چی اب ریخته رو فرش ...از ترست مشغول شدی ههههههههه

نمیدونم چرا انقد از لباس کلاه دار متنفری ...

در ضمن این کنترل هم الان چند ماهه شده همدت ..اگه بری دستشویی بذاریش پایین

کارت شده روزی شونصد هزار بار بالا رفتن از اینجا

برو دیگهههههههههههههه

بای بای پسرم

واییییییییییی چند شب پیش اومدی تو اتاق بهم گفتی مامانی بیرون نیای کارز دارم ..یکم ذوم کردم دیدم بلهههههههههه هی میری دستشویی ومیای ..دوربینو گرفتم یواشگی اومدم ببینم چه خبره .شوفاز رو خودکاری کردی داشتی تند تند تمیز میکردی

تا منو دیدی ههههههههههه

تا گفتم تب لتو نمیدم بهت

یه قهر چند دقیقه ای

روز قربانی انقد بازی کردی موقع رفتن هر چی دنبالت گشتم پیدات نکردم دیدم بلههههههههههههههههههه خواب رفتی رو پله



موضوع :
تاريخ : شنبه 20 مهر 1392 | نویسنده : مامان سعیده
بازدید : 49 مرتبه

اخ حسین چقد اذیت میکگنی توووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو

روانی شدمممممممم به خدا

به قول خودت جلقه .

با بابا سعید میری کلاس شنا .

تمام روز درگیری با جقله

کلا تیپ تو خونت اینه هاااا

جیدرتووووووووووووو که میگی تسلیم

کلا در حال عوض کردن لباسی توووووووووووووو

 

مامانی تمام لباسای پارسالت واست کوچیک شدن .ببین شلوارتو .قربون قدت



موضوع :
تاريخ : شنبه 20 مهر 1392 | نویسنده : مامان سعیده
بازدید : 52 مرتبه

فدات بشه مامان

کلی خوردیاااااااااا یادت باشه

انگری برد که از مشهد گرفتی به دقیقه نشد دود کردیش رفت هوا .

اینجا هم رفتیم کوه سنگی بس بد اخلاق بودییییییییییییییییییی اصلا نشد ازت عکس بندازم ..تا میگفتم عکس پشتتو میکردی بهم

اینم عکسی که تو حر بابایی ازت انداخت .

فدات

...

خیلی خسته شده بودیا

دیگه داشتی غر میزدی

اخییییییییییییییییییییییییییییییی

 

سلام به همه خوانندگان محترم وهمه که بهمون سر میزنن .من هنوز نتوستم جواب نظرات شما عزیزان رو بدم .ولی دوستون داریم هاااااااجونم واستون بگه که اندر احوالت حسین اقا که همینجور مونده تغییر نکرده که نکرده ..یعنی هر چی از شیطنتش بگم کم گفتم .دیگه اصلا نمیگمالانم مشغول دیدن لاک پشت های نینجایی .کلا تی وی شده واسه خودت .

چند وقته هم یاد گرفتی با خودت مغازه بازی میکنی .رو میز عسلی اسباب بازیهاتو میچینی ومثلا فروشنده ای .همه چیز مغازت هم اعم از ادم اهنی ٤٠ هزار تومنی تا حباب ساز هزار تومنی هفتصد تومنه ههههههههههبریم سراغ عکسا .

یک ماه پیش قسمت شد بریم مشهد .اولین مشهدت بود .خیلی خوش گذشت .

شبا من میرفتم حرم تو وبابایی منتظر من بودین تا بیام .تو هم مشغول بازی

اینجا اصلا راه نمیومدی واسه این که بری رستوران کله عقاب بخوری ههههه

ههههههههههههههههههههههههههههه

گل در میان گل

اینجا هم رفتی خستگیتو رو قبر در بیاری ههههههههههه

اینجا هم تو ماشین .کل عقب واسه خودت بود .

تموم شد فعلاااااااا .الانم مشغول رفت امد تو حمومی .قربونت



موضوع :
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 12 صفحه بعد
درباره وبلاگ
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
آمار سايت
افراد آنلاین : 1 نفر
بازديدهاي امروز : 57 نفر
بازديدهاي ديروز : 55 نفر
بازدید هفته قبل : 334 نفر
كل بازديدها : 71952 نفر
امکانات جانبی